ما غمگینیم
گفت : بله، ما غمگینیم، یا من غمگینم، می دانم، ولی همین است که هست. شاید نسل بعد بتوانند از چیزهای شاد هم بگویند، از علف هم بگویند، از خود علف که مابازای هیچ چیز نباشد، از یک جویبار، از دریاچه ای که بی هیچ نسیمی خود به خود در یک روز آفتابی تا دورهای دور سطح آبی آرامش را موج های ریز پوشانده باشد.
*هوشنگ گلشیری، آینههای در دار
+ نوشته شده در ۱۳۹۴/۰۵/۱۸ ساعت 19:57 توسط شيـوا خـادمي
|
زمان ِ بیکرانه را تو با شمار گام عمر ِ ما مسنج