همیشه خراشی ست روی صورت احساس


تاریخ عکس : مهر ماه 1390

خـدا خودش مراقب است

باد که زیاد می وزد، بیشتر از هر چیزی نگران خانه ی پرنده ها می شوم، آخر روبه روی پنجره ی اتاقم یک درخت پیر بلند همسایه ام است که در زمستان ها هیچ برگ و باری ندارد، تنها چیزی که روی شاخه های خشکش وجود دارد، همین خانه ی پرنده هاست. حالا هر شب که باد تند می وزد و درخت تکان تکان می خورد، قلب من هم تکان تکان می خورد، نکند باد خانه شان را از جا بکند؟ خودم را دلداری می دهم که خدا مراقبشان هست چیزی نمی شود.

حالا زل زده ام از پشت شیشه ی اتاقم به درخت و خانه ی رویش، هنوز خانه سر جایش است... 

بهمن 1390

شرح یک عکس

هوایی سرد اما لذت بخش، قفس پرنده ای که با وجود سرما گوشه ی سمت راست است و آن دیوار آجری که قبلا به جایش پنجره ای بوده و کسی می آمده آن پشت و به بیرون نگاه میکرده و حالا جایش چندین لایه آجر چیده شده و طبقه ی بالایش، آن پرده ها که جمع شده، شاید زنی بوده که هر روز صبح زود آن ها را جمع می کند تا خورشید در خانه اش بتابد یا پیرمردی در آن اتاق باشد که پرده ها را کنار می زند تا بیرون و روشنایی اش را ببیند و شاید آن اتاق برای کودکی باشد که عاشق روزهای برفی است، نمی دانم... و آن کوچه ی سمت چپ که می خورد به ساختمان بعدی و آن چادر پلاستیکی صورتی که محل اسکان موقت کارگران است، همه و همه ی این ها باعث شد تا این عکس را بگیرم... دی ماه 1390

خـانه ، فضای خارجی - فضای داخلی

تاریخ عکاسی : دی ماه 1390 - مشهد