تو نیستی ...

تو نیستی/ اما من برایت چای می ریزم/ دیروز هم/ نبودی که برایت بلیت سینما گرفتم
دوست داری بخند/ دوست داری گریه کن/ و یا دوست داری/ مثل آینه مبهوت باش
مبهوت من و دنیای کوچکم/ دیگر چه فرقی می کند/ باشی یا نباشی
من با تو زندگی می کنم.
-رسول یونان-
تاریخ عکس : شهریور 1390 - بیرجند
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۸/۲۳ ساعت 15:42 توسط شيـوا خـادمي
|
زمان ِ بیکرانه را تو با شمار گام عمر ِ ما مسنج